نردبانی تا بهشت

افتخارم سربازی مولا است. سعی می کنم آنچه را در وبلاگم منتشر می شود به قلم و نوشته خودم باشد، مگر در مواردی اندک. انشالله این نوشته ها مورد رضایت مولایم قرار بگیرد و قدمی هرچند کوچک برای زمینه سازی ظهور باشد.
  • بهار ما تویی یابن الحسن 
  • ورود 
  • وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

سفرعشق ۲۹

28 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌و‌نهم #سفر_عشق  –خب بگو چی شده سحر؟! –فرزام یادته؟ اومده ایران. الان درِ خونمون بود. نمی‌دونم چکار کنم؟! –جدی میگی؟! برا چی اومده بود؟! –میگه باید باهام ازدواج کنی، نمی‌ذارم غیرِ من با کسی ازدواج کنی. –خب… بیشتر »
 12 نظر

یاسِ‌کبودِ حیدری

27 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
سرد و بی‌روح کوچه‌ای دیوسرشتی در کمین با چنگال‌هایی زمخت بی‌دفاع، مادری می‌زد نام او، ام‌الائمه آسمان نورش بِرفت چشمانِ او دیگر ندید محو شد نور از دیدگان فرش شد روی زمین برگ از برگ گل، وا شد روی زمین آلاله شد چادرش خاکیِ‌خاکی زیرلب زمزمه یاعلی بر بالین… بیشتر »
 3 نظر

حمام آخرت

26 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
💠 بهلول هارون را در حمام دید و گفت: به من یڪ دینار بدهڪاری طلب خود را می خواهم.​ 💠هارون گفت: اجازه بده از حمام خارج شوم؛ من ڪه این جا عریانم و چیزی ندارم بدهم. 💠بهلول گفت: در روز قیامت هم این چنین عریان و بی چیز خواهی بود، پس طلب… بیشتر »
 4 نظر

سفرعشق۲۸

26 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌و‌هشتم #سفر_عشق  با دیدنش نفسم بند اومد. خدایا این، اینجا چکار می‌کنه؟! دست‌و‌پام شل شده بودند، انگاری قفل کرده بودند. نمی‌تونستم حرکتشون بدم. شروع کردم به متوسل شدن به امام رضا. ازش خواستم کمکم کنه.  بهم قدرت بده، بتونم برم… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۲۷

25 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌و‌هفتم #سفر_عشق  از نشستن تو پذیرایی و خیره شدن به یه نقطه خسته شدم. با بابا اینا شب‌بخیری کردم و رفتم تو اتاقم. ذهنم اونقدر درگیرِ اتفاقات این چند روز بود، که هر کاری کردم، خوابم نبرد. رفتم دفترچه رو از تو کیفم درآوردم، تا خودم رو… بیشتر »
 3 نظر

الله

25 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮ ﻫﻠﻨﺪﯼ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺁﻣﺴﺘﺮﺩﺍﻡ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮐﻠﻤﻪ 💟 ﺍﻟـــﻠـــﻪ 💟 ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺁﻥ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻟﻔﻆ ﻣﻮﺟﺐ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﻭﺣﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮ ﻫﻠﻨﺪﯼ ﻃﯽ ﮔﻔﺘﮕﻮﯾﯽ… بیشتر »
 4 نظر

تورا‌می‌خوانم

25 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
تو را می‌خوانم با چشمانی منتظر از میان کوچه‌های عمر در زمستان‌های سرد و برفی کنار منقل‌های زغالِ آخته با شب‌های بلند و طولانی تو را می‌خوانم زیر آسمان لاجوردی با ابرهای بهاری و غرششان زیر قطره‌های مروارید و شبنم تو را می‌خوانم بر روی فرشِ سبزرنگ و… بیشتر »
 نظر دهید »

رزق و روزی

24 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
✍امیرالمومنین (علیه السلام):  ✅رزق و روزى دو گونه است؛ 👈يک، روزى ای كه تو آن را مى جويى و روزى ديگر كه آن تو را مى جويد، كه اگر تو در پى آن نروى، آن در پى تو مى آيد.  پس غم سالَت را بر غمِ روزَت اضافه مكن. رزقِ هر روز، براى همان روز تو… بیشتر »
 2 نظر

حیای فاطمی

24 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
این روزها اگر ارزشها، نزد بیشتر مردم ضدارزش شده‌اند، غمگین نباشیم. کار را برای رضای خدا انجام دهیم و نتیجه را به او بسپاریم. خلاف آنچه از کودکی در گوشمان گفته‌اند: “خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو” این است که: جماعت همیشه حرف حق را نمی‌زنند.… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۲۶

23 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌و‌ششم #سفر_عشق  با عصبانیت گفتم: بفرمایید. –سلاام سحرجون. خوبی؟! –سلام. امرتون. –تو چت شده، چرا جواب تماس و پیامم رو نمیدی؟! –ببینید آقای محترم، هرچی که گذشته بود و باهم داشتیم رو فراموش کن. من دیگه اون آدم سابق… بیشتر »
 نظر دهید »

نماز اول وقت

23 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
هر آنچه از زندگیمان عقب افتادیم، بخاطر سهل‌انگاری در نماز است. نماز ارتباطی دوطرفه است و در آن مخاطب ما خداوند است. اگر با دوستمان صحبت می‌کنیم، تمام شش‌دانگ حواسمان جمع است. به نماز که می‌رسیم، تمام اشیاء گم شده زندگی، جلویمان رژه می‌روند. حتی گاهی… بیشتر »
 4 نظر

کیست مرا یاری کند

23 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
✍ از عارفی پرسیدند.از کجا بفهمیم در خواب غفلتیم یا نه؟ او جواب داد : ✅ اگر برای امام زمانت کاری می کنی یا تبلیغی انجام میدهی و خلاصه قدمی برمی داری و به ظهور آن حضرت کمک میکنی، بدان که بیداری؛ و الّا اگر مجتهد هم باشی درخواب غفلتی! 📚 برگرفته از… بیشتر »
 2 نظر

پوشش بانوی طلبه

23 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#شأن_پوششی_بانوی_طلبه پوشش طلاب مسئله ای مهم است، زیرا مردم به اعمال و رفتار آنها می نگرند و الگوبرداری میکنند. سلائق شخصی بانوان طلبه سبب شده ، تنوع و تکثر پوشش را شاهد باشیم؛ برخی قائلند به اینکه طلبه باید روبنده، پوشیه و مقنعه استفاده کند؛ برخی قائل… بیشتر »
 2 نظر

سفرعشق ۲۵

22 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌وپنجم #سفر_عشق  چند دست لباس شیک و پوشیده خریدم. خانم موسوی هم چند تا روسری گرفت. اومدیم سمت ماشین و سوار شدیم، دیدم کیف پولم نیست. به خانم موسوی گفتم:  –وای کیفم. نکنه از دستم افتاده حواسم نبوده. چند تا کارت بانکی داخلش دارم… بیشتر »
 2 نظر

طلبگی

22 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​طلبگی یعنی قدم گذاشتن در مسیر عشق. طلبگی یعنی سرباز شدن، سرباز بهترین فرمانده زمین. فرمانده تنهاست. سرباز می‌خواهد نه سربار. چند سالی است، بر پیشانیم مهر سربازی زده شده و هرکجا قدم می‌گذارم، بخاطر وصل شدنم به آقا، من را جور دیگری می‌بینند. انتظارشان هم… بیشتر »
 نظر دهید »

رازماندگاری

22 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​چهل سال در برابر هجمه‌های دشمن ایستاده‌ا‌‌یم. در این ایستادگی، گاهی چهره‌ها خندان بود و گاهی ناراحت. هروقت ما خندیدم، دشمن چون موشی به لانه خود خزید. پستی و بلندی زیادی دیدیم. پستی‌هایی که چون ابر، چشمان را بارانی کرد و بلندی‌هایی چون نسیم بهاری،… بیشتر »
 4 نظر

سفرعشق ۲۴

20 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌وچهارم #سفر_عشق  گوشی رو برداشتم و گفتم: –الوووو سلام. خوبی؟! –سلام سحر. حالت خوبه؟! آره ممنون. چه خبرا؟ زنگ زدم، ببینم فردا میای باغ شارلوتنبرگ؟! –ساعت چند بیام؟! –ساعت ۹ میتونی بیای؟!  –آره. کاری… بیشتر »
 نظر دهید »

امتحان

20 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​اندر احوالات طلبه ما این است. قبل از کسبِ علم در مکتب دین، در دانشگاه مشغول علم‌آموزی بود 🤓 فصل امتحانات فرا رسیده و باید کتاب‌های قطور را یک شبه به پایان می‌رساند 😱 همیشه اینگونه است، روزها به بطالت گذرانده می‌شوند و شب امتحان،… بیشتر »
 6 نظر

آغوش گرم

19 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
چشم به جهان گشودم. زیبایش خیره‌کننده بود و برقش، چشمانم را ربود. زنبیلی به دست گرفتم و راهی بازارش شدم. آنجا آنقدر زیبایی کاذب را یافتم، گذر زمان را درک نکردم. چون به خود آمدم، در شلوغی بازار گم شده بودم. هاج‌وواج اینطرف و آنطرف را نگاه می‌کردم. به… بیشتر »
 12 نظر

سفرعشق ۲۳

19 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌وسوم #سفر_عشق  صبح که بیدار شدم. صبحونم رو خوردم و رفتم سمت بیمارستان. وقتی رسیدم، هانا اینا رو ندیدم، یه زنگ زدم بهش. گفت: دکتر اومده بابا خوب بوده، انتقالش داده به بخش. شماره اتاق رو گفت و رفتم اونجا. هانا اومده بود بیرون اتاق و… بیشتر »
 نظر دهید »

قطعی گاز

18 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
اندر احوالاتِ امشب ما این است. گازهایمان قطع شده‌اند و انگاری دنیا به آخر رسیده است. اهالی کوچه همه از خانه‌ها بیرون زده‌اند، شاید دستی بر کنتورِ بخت برگشته بزنند، تا گرما را به خانه‌هایشان برگردانند. پدرِ ما همیشه در کارهایش عجول است. البته ناگفته… بیشتر »
 نظر دهید »

گفتن إن‌شاءالله

18 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
🔵 اهمیت گفتن و نوشتن “ان شاءالله” در نامه ✅ روزی امام صادق (علیه السلام) به خدمتکاران دستور داد، برای کاری نامه ای بنویسند. 🔰 آن نامه نوشته شد و آن را به نظر آن حضرت رساندند، حضرت آن را نامه خواند، دید در آن، ان شاءالله… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۲۲

18 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌و‌دوم #سفر_عشق  سعی می‌کردم، زیاد باهاشون دهن‌به‌دهن نشم.  شام رو که خوردند. بابا و شوهرخاله و دایی رفتن اون‌ورتر نشستند، بچه‌ها هم یه طرف نشستند و شروع کردن به حرف زدن.  حوصله اون جو رو نداشتم، عذرخواهی کردم و رفتم سمت اتاقم.… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۲۱

17 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیست‌ویکم #سفر_عشق  وقتی رسیدم خونه، خاله اینا اونجا بودن. رفتم تو پذیرایی و سلام کردم. با دیدنم و وضع لباسهام شوکه شدن. خاله گفت:  –سحرجون، خودتی؟! لباسهات چرا اینطورین؟! رفتم جلوتر و با خاله اینا روبوسی کردم و گفتم: مگه لباسهام… بیشتر »
 نظر دهید »

آرام‌بخش دلها

17 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
در گم کردن چیزی بی‌ارزش، تمام سوراخ‌سمبه‌ها را زیرورو می‌کنیم. اهل خانه را بسیج و شب و روز می‌گردیم، تا بالاخره پیدایش کنیم. خیلی از ما، گمشده‌ای در زندگیمان داریم. گمشده‌ای که از آن غافلیم و دریغ از کوچکترین تلاشی برای یافتن آن. در زندگی، خدا را گم… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۲۰

16 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_بیستم #سفر_عشق  با کمک مامان سالاد رو درست کردیم، بعد هم مامان یه قورمه سبزی خوشمزه درست کرد.  کباب و برنج رو هم گذاشت، غروب درست کنه. گفتم مامان کاری با من نداری برم تو اتاقم یه کم استراحت کنم؟! –نه دخترم. ساعت چند میری… بیشتر »
 نظر دهید »

جملات زیبا از الهی قمشه‌ای

16 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
🌸گلچین۱۰ جمله زیبا از استاد الهی قمشه ای ۱-قرار نیست در کاری عالی باشید تا آن را شروع کنید . . .  قرار است آن را شروع کنید تا در آن کار عالی شوید . . .  ۲-اعتماد ساختنش سالها طول میکشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد . . .  ۳-… بیشتر »
 نظر دهید »

حکایت

15 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
و اما! اندر حکایات ما! امروز در کارگاهی بودیم با موضوع مهدویت. استادی را دعوت کرده بودند، که با فرمایشات ایشان، فهمیدیم، تا امروز “هرآنچه رشتیم، پنبه شد":’( خدا کند با حرفایمان و روضه‌هایی که خوانده‌ایم، مردمِ بیچاره را گمراه نکرده… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۱۹

15 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_نوزدهم #سفر_عشق  مشغول نوشتن بودم، صدای اذان صبح، گوشم رو نوازش داد. از وقتی رفتم مشهد، عاشقِ صدای اذانم. هانا رو بیدار کردم و گفتم پاشو بریم نمازمون رو بخونیم. وضو گرفتیم و رفتیم سمت نمازخونه بیمارستان. نماز رو که خوندیم، گفتم هانا جون! من… بیشتر »
 نظر دهید »

علت بوییدن گل نرگس

14 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
💥 علت تاکید در روایات به بوییدن گل نرگس و دلیل علمی آن در عصر امروز 💥 🌹 💠پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلّم: گل نرگس را دست کم در هر روز یا در هر هفته یا در هر ماه یا در هر سال و یا در طول عمر یک بار - ببویید؛… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۱۸

14 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_هجدهم #سفر_عشق  هانا با نگرانی از سر جاش بلند شد و سریع خودش رو رسوند به پرستار. –خانمِ پرستار حال بابام خوبه؟! چی شده؟! –عزیزم چیزی نیست، آروم باش. هانا رو گرفتم تو بغلم و سعی کردم آرومش کنم. ولی مگه آروم میشد. خاله هم حالش بهتر… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۱۷

13 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_هفدهم #سفر_عشق  وسط نوشتن یادم اومد، به هانا گفته بودم یه زنگ بهم بزنه. دیدم نه پیامی داده و نه تماسی داشته. نگرانش شدم. شمارشو گرفتم بعد از چند تا زنگ برداشت. –الوووو هاناجون. سلام. کجایی، مگه قرار نشد یه زنگ بهم بزنی؟! بهش امون… بیشتر »
 4 نظر

قبولی دانشگاه

13 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
دانشگاه قبول شده بودم. اولین روز کلاسی بود. دختری بودم خجالتی، از آن دخترانی که اگر در  جمعی قرار بگیرند، مخصوصا رجال قلدری هم حضور داشته باشند، به شکل گوجه درمی‌آمدم. لپهایم گل می‌انداخت و سرتاپایم را آب فرا می‌گرفت. هرچی از این‌ور به آن‌ور دنبال… بیشتر »
 2 نظر

فقیر واقعی

13 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
🔴فقیــر کیـست؟ ☀️پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از اصحاب خود پرسید: فقیر کیست؟ اصحاب پاسخ دادند: فقیر کسی است که پول نداشته و دستش از مال دنیا تهی باشد. ☀️حضرت فرمودند :آنکه شما می گویید فقیر واقعی نیست، فقیر واقعی کسی است که روز قیامت وارد… بیشتر »
 نظر دهید »

سپیدی برف

12 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
چند سالی می‌شود، شب‌های زمستان را به انتظارِ بارش برف، به صبح می‌رسانیم. هردفعه چشم به آسمان می‌دوزیم، شاید سپیدی و سردی برف را بر روی گونه‌هایمان احساس کنیم. امروز سحر، چشمانم را گشودم، ذرات برف بود، که زمین را نوازش می‌کرد.  لبخندی بر روی لبانم… بیشتر »
 نظر دهید »

جایگاه نماز

12 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
🍃 💐 حضرت رسول(ص)می فرمایند: 💐 🍃 خداوند،فرشته ای داردکه موقع هر نمازی صدا می زند:ای انسان ها!برخیزید و آتشهایی را که با دست خودتان روشن کرده اید را با نماز ،خاموش کنید. جایگاه نماز نسبت به دین مانند جایگاه سر نسبت به بدن… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۱۶

11 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_شانزدهم #سفر_عشق  مامانم می‌گفت: سحر خودتی؟! بابام اومد پیشونیم رو بوسید. خانوادمون اهل نماز و حجاب و… نبودند ولی بابام همیشه می‌گفت: دخترم یه کم لباسات رو پوشیده‌تر انتخاب کن، اینا چیه میری، می‌گیری. وقتی من رو دید، خیلی از ظاهرم خوشش… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۱۵

11 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_پانزدهم #سفر_عشق  رسیدیم تهران.  خانم موسوی گفتند: وسایلتون رو جمع‌وجور کنید، میریم دم درِ دانشگاه تا اونجا پیاده شیم. هانا بلند شد و وسایلمون رو جمع کرد، دفتر و خودکار رو تو کیف گذاشتم. به هانا گفتم:  میای بریم خونه ما؟! –نه… بیشتر »
 نظر دهید »

مبارزه با نفس

10 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​امام خمینی “رحمه‌الله‌علیه” دلش هندوانه می‌خواهد.  برای اینکه با هوای نفسش مبارزه کند، به آن نمک می‌پاشد، تا موقع خوردن بدمزه باشد و دیگر هوس نکند. آنها چه کارهایی برای مبارزه با نفس انجام داده‌اند و توانستن آن را مهار کنند. نفس را… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق۱۴

10 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_چهاردهم #سفر_عشق  یه کم رو تخت دراز کشیدم، صدای مامان رو شنیدم، که می‌گفت: شام حاضره. رفتم تو آشپزخونه  –خیلی گشنه‌ام، چی داریم مامان –قورمه سبزی بار گذاشتم –وااای مامان😋😋 کی آماده میشه –تا میز رو… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق۱۳

10 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_سیزدهم #سفر_عشق  خیلی خسته بودم، یه کم خوابیدم. وقتی بلند شدم ساعت ۱۷ بود، تقریبا یه ساعت دیگه داشتیم برسیم خونه. نگاه کردم دیدم، هانا هم خوابه. گوشیم رو درآوردم، چندتا تماس و پیام رو صفحه گوشیم بود. بازشون کردم، دیدم باز خودشه. پیام داده… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۱۲

09 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_دوازدهم #سفر_عشق  ده دقیقه بعد اتوبوس وایساد. پیاده که شدیم، خانم موسوی رو دیدم. رفتم پیشش و سلام کردم. با لبخند همیشگی جوابم رو داد. –سلام عزیزم. خوبی؟  –ممنون. شما خوبید؟ –یه کم سردرد دارم، بخاطر خستگی راه و ماشینه.… بیشتر »
 نظر دهید »

میثاقی دوباره

08 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
روزهای تلخی را سپری می‌کردیم. عده‌ای در خیالِ خام خود نقشه شوم می‌کشیدند. جوانان را اغفال کرده بودند، تا به خیابان‌ها بریزند و اعتراض تقلب سر دهند. سربازی را دیدم، مظلوم به زیر دست‌وپا کتک می‌خورد و خون از بدنش جاری شده بود. از دیدن این صحنه، حالم… بیشتر »
 نظر دهید »

سفر عشق ۱۱

07 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_یازدهم #سفر_عشق  بعضی شبام تا نصف شب توی پارتی بودیم. چه روزای تلخی داشتم. روزا سپری می‌شد و من بیشتر در باتلاق گناه فرو می‌رفتم:| سحرجون بیا تخمه بشکن. با صدای هانا به خودم اومدم. با تندی گفت: –کجایی، هرچی صدات میزنم، جواب نمیدی؟… بیشتر »
 نظر دهید »

اخلاق نیکو

07 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
🌸 مادر شوهر بعد از اتمام ماه عسل با تبسم به عروسش گفت: تو توانستی در عرض سی روز، پسرم را ملتزم به خواندن نمازهایش کنی؛ کاری که من طی سی سال در انجام آن تلاش کردم و موفق نشدم! و اشک در چشمانش جمع شد… 🌺 عروس جواب داد: مادر، داستان… بیشتر »
 نظر دهید »

دعای سلامتی

07 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
مولاجان! روزها سپری می‌شوند و به جای نزدیک شدن به تو، فاصله‌ام را با تو روز‌به‌روز بیشتر می‌کنم. دستانم را به سوی آسمان می‌برم و دعای سلامتی را زمزمه می‌کنم. اما دریغا! این دعا فقط لقلقه زبانم گشته و در عمل دلت را می‌شکنم. “و فی کل الساعه”… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۱۰

06 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_دهم #سفر_عشق  این اولین بارم بود، نسبت به جایی تعلق‌خاطر پیدا کرده بودم. هانا و خانم موسوی هم حالشون بهتر از من نبود. وقتی رسیدیم هتل، همه تو غذاخوری داشتن صبحونه می‌خوردند. صبحونمون رو که خوردیم، رفتیم بالا، کیف و چمدونا رو برداشتیم و… بیشتر »
 نظر دهید »

رحمت خداوند

06 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
امید باید داشت، به رحمت و بخشندگی خداوند. آب گل‌آلود و آلوده هرگاه به دریا برگردد و به آن وصل شود، صاف و زلال می‌شود. خداوند هم دریایِ رحمت است. هرگاه ناخواسته گناهی مرتکب شدیم. هرگاه اسیر هوای نفس گشتیم و در این لذتهای بیهوده غرق شدیم. دوباره به او وصل… بیشتر »
 نظر دهید »

عطر شمیم

05 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دلمان برای بهار لک زده و چشمانمان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برایمان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم… بیشتر »
 نظر دهید »

حکمت ناب

05 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
‍ #نهج_البلاغه 💠 از کسانی مباش که اگر بیمار شود پشیمان می گردد 🔻 و اگر تندرست باشد احساس امنیت می کند و به لهو می پردازد ؛ 🔻 به هنگام سلامت مغرور است 🔻 و به هنگام گرفتاری ناامید. 🔻 اگر بلائی به او برسد همچون… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۹

05 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#پارت_نهم #سفر_عشق  خیلی خوشحال بودم، از این حس خوبم. نماز زیارتم رو که خوندم، چشمم رو دوختم به صحن طلای آقا، نور اون چشمم رو نوازش می‌داد. تو حال خوشم غرق بودم، صدای اذون به گوشم رسید. بعد از تموم شدن اذون، نماز مغرب رو که خوندیم. بعدش یه آقایی… بیشتر »
 نظر دهید »

زنگار دل

04 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​فلز را که می‌بینی وقتی زنگ میزند، آن را با سمباده برق می‌اندازند، تا زنگش از بین رود.  دل نیز چنین است، اسیر دنیا و هوای نفس می‌گردد. روز‌به‌روز کدر و کدرتر می‌شود. اگر از آن غافل شوی، دیگر به کارت نمی‌آید.  دیگر حرفت را گوش نمی‌دهد. دو پا… بیشتر »
 نظر دهید »

سفر عشق ۸

03 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#پارت_هشتم #سفر_عشق  در این شرایط، بهترین هدیه‌ای بود که گرفتم😍 از دیشب دلم می‌خواست نماز بخونم، اما بلد نبودم. خانم موسوی برام یه کتاب آموزشِ تصویری نماز و وضو گرفته بود😍  نشستم به ورق زدن و خوندن ذکرها، قبلا در مدرسه ذکرهای… بیشتر »
 نظر دهید »

معنای واقعی استعاذه

02 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
🔷 آیت الله جوادی آملی: 💠نباید بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 💠سمیع الدعا نه یعنی دعای ما را می‌شنود…. 🔹 این جنگ تحمیلی بود می‌گفتند اگر آژیر خطر را شنیدید به پناهگاه بروید. این در پناهگاه بروید، معنای آن این… بیشتر »
 نظر دهید »

اللهم عجل لولیک الفرج

01 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
دنیا و تمام لذت‌هایش ارزش شکستن دلِ مولای غریبمان را ندارد.  برای برگشتن من اشک می‌ریزد، دریغا بیخیالِ بیخیالم من. او پدری است در انتظار برگشتن فرزندش. من فرزندی سربه‌هوا که فریب زیبایهای دنیا را خوردم و به دنبال آنها رفتم.  دست را از دستان… بیشتر »
 نظر دهید »

سفرعشق ۷

01 دی 1397 توسط نردبانی تا بهشت
​#پارت_هفتم #سفر_عشق  من از این وضع جدید می‌ترسیدم. آدم دیگه‌ای شده بودم. حتی از وضع پوششم چندشم می‌شد:twisted:  نمی‌دونستم، چکار کنم؟؟!! سردرگم مونده بودم:| دوست داشتم، می‌تونستم برم نماز بخونم مثل خانم موسوی، ولی بلد نبودم:| غرقِ افکارم… بیشتر »
 نظر دهید »
دی 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          

نردبانی تا بهشت

مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دل مان برای بهار لک زده و چشمان مان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برای مان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم برای عطرِ شمیم گلِ محمدی تنگ شده است. می‌دانم تو به انتظار ما نشسته‌ای، تا برگردیم. دریغا! چنان غرق لذت هستیم که فراموش کرده‌ایم، آمدنت را. ✏ز. یوسفوند

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آیه قرآن
  • احادیث اهل بیت
  • احکام شرعی
  • اطلاعیه
  • امام زمانی
  • بدون موضوع
  • حجاب
  • خاطرات تبلیغی
  • دعا
  • دلتنگی
  • دلنوشته
  • دوستانه
  • رمان
  • رمان عطر یاس من
  • رمان عطریاس
  • رمان‌سفرعشق
  • رهبری
  • زیارت
  • سخن حکیمانه
  • سروده های من
  • سفرنامه
  • شهدا
  • صحیح‌خوانی نماز
  • طلبگی من
  • طلبگی من
  • عیدولایت
  • محرم و عاشورا
  • مناجات
  • مناسبت‌ها
  • مولودی
  • میلاد
  • نوشته های مدرسه
  • وبلاگ‌نویسی
  • وحدت بین شیعه و سنی
  • کروناویروس
  • کلیپ تولیدی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

لوگو

یاس کبود

بهترین وبلاگ ها

  • مشکاتِ جان
  • ندا فلاحت پور
  • حرمان هور
  • نورفشان
  • یاس کبود

گزارش تخلف

گزارش تخلف

آمار

  • امروز: 747
  • دیروز: 1586
  • 7 روز قبل: 5433
  • 1 ماه قبل: 24400
  • کل بازدیدها: 483717

پربازدیدها

  • دلم فریاد می‌خواهد
  • حمام عمومی
  • کربلا دلتنگتم
  • زن خوب وقتی آقاش میاد خونه...
  • عشق‌بازی در تاکسی!
  • چون شب باش و آرامش ببخش
  • بانوان و ورزشگاه
  • دوراهی انتخاب
  • دیوار زندگی
  • مناجات
  • طب نوین و مخالفت با آن اما درواقع مخالفت با رهبری...
  • تشکر از دوستان کوثربلاگ😘
  • ترس از ترور
  • معرفی برای ازدواج در سرپل
  • دختر و پسر بی‌خانمان
  • عطریاس ۸
  • صبح‌انتظار
  • سفرعشق۶۵
  • سه ساله‌ای که به کربلا نرسید
  • بلاتکلیفی این روزهایم

رتبه کشوری وبلاگ

  • رتبه کشوری دیروز: 19
  • رتبه مدرسه دیروز: 2
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 12
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 68
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 3
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس