نردبانی تا بهشت

افتخارم سربازی مولا است. سعی می کنم آنچه را در وبلاگم منتشر می شود به قلم و نوشته خودم باشد، مگر در مواردی اندک. انشالله این نوشته ها مورد رضایت مولایم قرار بگیرد و قدمی هرچند کوچک برای زمینه سازی ظهور باشد.
  • بهار ما تویی یابن الحسن 
  • ورود 
  • وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

عزت‌دهنده مومنین

30 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
خانه‌ی علی و فاطمه امشب به یمنِ تولد مولودی چراغانی شده و ستارگان آسمان در برابر روشنایی نور او خموش و کم‌سو گشته‌اند!! خورشید با آن روشنایی خیره‌کننده‌اش در برابر عظمت او، سرد و بی‌فروغ گشته است!! مولاجان! تو آمدی تا چادرِ خاکی را بر روی دستان مبارکتان… بیشتر »
 2 نظر

مولود مدینه

29 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
حسن بن علی مولودی از مدینه، معروف به امام حسن مجتبی، کریم اهل‌بیت، نخستین فرزند خانواده امامت و اولین نوه‌ی دختری رسالت، در پانزدهم ماه رمضان‌المبارک دیده به جهان گشودند. میلاد او تسکینی بود بر غم‌‌هایِ علی‌مرتضی، غم‌خواری برایِ مادر پهلوشکسته. در… بیشتر »
 16 نظر

جرعه‌ای از نهج‌البلاغه

28 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
ماه رمضان فرا رسیده و طعم زیبایِ گرسنگی و تشنگی مهمان بدنها شده است. چه زیبا بود اگر در کنار تحمل این گرسنگی و تشنگی، چشم و گوش و زبان هم روزه بود! زیبایی وصف‌ناپذیری است اگر این سی روز، غیبت و تهمت را بر زبان حرام می‌کردیم. نشستن در مجلس گناه و شنیدن… بیشتر »
 2 نظر

مناجات

27 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
خداوندا ! به این بنده روسیاه، توانی ده تا در هنگام مصیبت، جزع و فزع را از خود دور سازم و زبان به شکوه باز نکنم! بارالها ! هنگام مصیبت، عقل زائل می‌شود و روح و روان انسان مست می‌گردد، پس دست به کاری می‌زند که مورد رضایت تو نیست و غضبت را به دنبال دارد!… بیشتر »
 نظر دهید »

اردوی‌جهادی

26 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
بچه‌های سرپل مثل خونوادهاشون مهربون و دوست‌داشتنی هستند. وقتی کنارشون می‌رفتی، شروع می‌کردند به درست کردنِ دستبند و گردنبند با گل‌ و گیاهایی که اونجا رشد می‌کردند!! یه روز به منطقه قبلی نرفتیم و گفتیم به یه جای دیگه هم بریم تا چندساعتی هم با اونا… بیشتر »
 6 نظر

مناجات

25 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
خداوندا ! چون پرودگاری به بزرگی تو دارم، “گردنم” را پیش چه کسی کج کنم، که چند صباحی بعد، حیرانم می‌کنند! می‌دانم! انسان‌ها آنقدر بی‌ظرفیت هستند؛ تا رازِ دلت را به آنها می‌گویی، شیپور به دست آبرویِ چندین و چند ساله‌ات را بر سر کوچه و بازار به… بیشتر »
 8 نظر

اردوی‌جهادی

24 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​بعد از کلی التماس کردن به اعضا، بالاخره همه راضی شدند به عروسی برویم!! با همان لباس‌هایِ جهادیی راهی شدیم!! باران شدتش هر لحظه بیشتر می‌شد، خیابان‌ها را آب گرفته بود. عروسی در یکی از تالارهایِ بیرون شهر بود، در منطقه ای سرسبز و دیدنی قرار داشت. وقتی… بیشتر »
 4 نظر

بهاردلها

21 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
غنچه‌هایِ گل باز شدند و نوید بهار را به گوشِ دلهای خسته رساندند! بهارِ قرآن آمد، زنگارِ قلبها را ربود و آنها را صیقل داد! زمین سفره‌ی سبزی را در آغوش گرفت و خوانِ تنعم را برایِ روزه‌داران به ارمغان آورد! هرآنچه دل، هوس می‌کند و چشم آرزویش را دارد… بیشتر »
 نظر دهید »

دیداری پرمهر

20 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
نفس‌ها در سینه حبس گشته بود. چشمانِ منتظر خیرکنان به دنبالش می‌گشتند. قلبها تالاپ‌تولوپ می‌کردند و قفسه سینه دیگر ظرفیتِ نگه‌ داشتن‌شان را نداشت!! ردِ نگاه‌ها را که می‌گرفتی، فقط و فقط در یک گوشه، جا خوش کرده و به آن نقطه گره خورده بود! ساعت هم با همه… بیشتر »
 13 نظر

مناجات

19 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
خدایا ! ناامیدی را از خود، دور ساخته‌ام، چون خدایی دارم به بزرگی تو!! وقتی این چنین خدایی دارم، دیگر چه نیاز است به بندگان!! بارخدایا ! تو می‌بخشی، بی‌منت میدهی، بی‌حساب می‌پوشانی، بی‌حد بیچاره آن‌کس که تو را نشناخت و به غیر پناه برد!! خداوندا ! دل از… بیشتر »
 نظر دهید »

دیدار یار

16 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
رهبرا ! نوید دیدارتان این روزها خواب را از چشمانم ربوده و خوراک را بر جسمِ خسته‌ام حرام کرده است! دلِ بیتابم این روزها با من سرِ جنگ دارد و آرامش را وجودم به یغما برده است! دیدارتان، هدیه‌ای آسمانی است از جانب پروردگار، به مانند مائده‌ی آسمانیِ که بر… بیشتر »
 7 نظر

اردوی جهادی

16 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​روزبه‌روز تعلق‌خاطرمان به بودن در سرپل‌ذهاب و بین مردم باصفایش، بیشتر می‌شد. اما ما فقط مسافر بودیم و تنها تا مدتی آنجا بودیم؛ بعدش باید برمی‌گشتیم!! ما فقط به اردوی جهادی و تبلیغ نرفته بودیم، بلکه با مهمان‌نوازی کردها و اهالی آنجا، این اردو تبدیل شد… بیشتر »
 7 نظر

هوای پاک طلبگی

13 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​هشت سال از عمرم را به بطالت صرف کردم!!   عمری‌که، اگر آنگونه می‌خواستم، سپری می‌شد و راهنما و مشاور خوبی داشتم، شاید موفق‌تر از امروز بودم. سال ۸۵ دانشگاه شرکت کردم و دو رشته قبول شدم.  علم حدیث دانشگاه عالی شهید مطهری و مدیریت دولتی پیام‌نور… بیشتر »
 9 نظر

عطریاس۴

12 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​🌸🌿🌺🌿🌸🌿 🌿🌺🌿 🌺🌿 #رمان_دوم  #قسمت_چهارم #عطر_یاس  ترجیح دادم بجا اینکه با زینب دردِ دل کنم و از حال بدم براش بگم ،، از خودِ شهدا مدد بگیرم. نمیدونم چرا تو… بیشتر »
 2 نظر

روز معلم

11 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
آموختن هدیه‌ای است آسمانی، از طرف رب العالمین برای آنهایی که وارثان انبیاء هستند. آری معلمی، عشقی است آسمانی. او عاشق یاد دادن است و آموزش. چشمانش را به روی مادیات بسته است و بدون ذره‌ای چشم‌داشت، چراغِ راهِ علم‌آموزان گشته است!! او همچون شمعی می‌سوزد… بیشتر »
 نظر دهید »

غربت اسلام

10 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
دلم به حالِ اسلامِ غریب می‌سوزد. این دین با وجودِ زیبایش بین مردم چقدر مظلوم است!! به هر گوشه‌اش می‌نگری، زیبایی منحصربه‌فردی دارد که در هیچکدام از ادیان آن را نمی‌توان یافت. از توصیه‌های فردیش بگیر تا توصیه‌های اجتماعی و پزشکیش سراسر نور است و… بیشتر »
 نظر دهید »

اردوی جهادی

09 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
تا ظهر با بچه‌ها بازی کردیم و با خانم‌ها هم یه جمع زنانه و دوستانه تشکیل دادیم و از هر دری، حرف زدیم، البته نه به عنوان یه طلبه رویِ منبر بریم و خستشون کنیم، بلکه به عنوان یه دوست سعی کردیم حرفایی درباره وظایف شوهرداری و سبک زندگی اسلامی بگیم!! برام… بیشتر »
 8 نظر

عطریاس۳

08 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​#رمان_دوم  #قسمت_سوم #عطر_یاس  تو حالِ خوشم غرق بودم، که با نیشگونی که زینب ازم گرفت، به خودم اومدم. اخمی بهش کردم و گفتم: –واه چرا اینطوری می‌کنی؟! خب زبونت رو که موش نخورده، صدام می‌زدی!! –خااااانم چند بار صدات زدم،… بیشتر »
 4 نظر

گل بی خار

07 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
این دنیا محل گذر است و آخرت محل قرار و همیشگی. حواسمان باشد این محل قرار را به فرار تبدیل نکنیم که در آن روز گریزگاهی غیر از مأمنِ امنِ پروردگار نیست. آن روز همه از هم می‌گریزند، حتی مادر از فرزند!!! می‌توان از این پل، آذوقه زیادی برای آن سفرِ دائمی جمع… بیشتر »
 16 نظر

عطریاس۲

05 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​#رمان_دوم #قسمت_دوم #عطر_یاس  قدمم رو گذاشتم تو حسینیه. آرامش خاصی گرفتم. یه گوشه دنج رو پیدا کردم و نشستم تا کسی مزاحمم نشه.  حس‌وحال عجیبی داشتم. یاد روزی افتادم، که برای خادمی‌الشهدا اومدم جنوب.  به محض دیدنش، یادِ خوابی افتادم که… بیشتر »
 4 نظر

فرزند

04 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
روزی روزگاری یه ملتی بود که در جمعیت و فرزندآوری حرفی برای گفتن داشت. جنگ شد، اما از نوع نرمش. اعتقادات رو نشونه گرفت. ذهن جوونا رو تسخیر کردند!! بابا چهار، پنج بچه برا چیتونه؟! خرج گرونه، تربیتشون سخته!! از طرفی مخِ زنها رو هم به اجاره گرفتند، بابا… بیشتر »
 2 نظر

اردوی جهادی

04 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
فردای اون شب، متعلق به آقا امام زمان بود، درضمن رحلت حضرت زینب “سلام‌الله‌علیها” هم بود. روز قبلش به کمک دوستان، موادِ اولیه آشِ رشته رو آماده کردیم و تصمیم گرفتیم بعد از برگزاری دعایِ ندبه، آش نذری بپزیم برا صبحونه!! بعد از نماز صبح، شروع… بیشتر »
 8 نظر

عطریاس۱

03 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​#رمان_دوم #قسمت_اول #عطر_یاس رو خاکای نرم طلاییه نشستم. خاک اینجا با آدم حرف می‌زنه. بی‌دلیل نیست بهش میگن طلاییه!  این خاک پر از گنج و زیر‌خاکیه. شهدای بزرگی اینجا برا همیشه در دلِ خاک مانند مادرِ پهلوشکسته گمنام موندند. عطرِ اینجا بوی غریبی… بیشتر »
 7 نظر

اردوی جهادی

02 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
بعد از جشن تولد، همه رفتیم جایی که قرار بود برا تبلیغ بریم. پارک خلوت بود و خبری از بچه‌ها نبود. بعد از چند دقیقه همه اومدن دوروبرمون رو گرفتند. آقایون رفتن با پسربچه‌ها بازی کردن، ما هم رفتیم پیشِ خانم‌ها و دختربچه‌ها!! به دخترها که نگاه می‌کردی از بس… بیشتر »
 2 نظر

سفرعشق۸۴

01 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​#ادامه  با ناباوری نگامو به فرزام دادم ،، تازه فهمیدم که سوپرایزش چیه .. همینطوری زل زده بودم به فرزام و چیزی نمیگفتم که فرزام دستشو مقابل صورتم تکون داد و گفت  –خانمی کجایی؟؟ لب باز کردم و با خوشحالی که توی صدام بود گفتم… بیشتر »
 3 نظر

سفرعشق۸۳

01 اردیبهشت 1398 توسط نردبانی تا بهشت
​#قسمت_هشتادوسوم  #سفر_عشق     *******دو روز بعد*********** امشب عقد من و فرزامه ،، خیلی خوشحالم .. با سمن و الهه رفتیم آرایشگاه تاکارای آرایش منو انجام بدیم ، از خانم آرایشگر خواستم که یه آرایش ساده روی صورتم‌انجام بده و یه شال… بیشتر »
 نظر دهید »
اردیبهشت 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

نردبانی تا بهشت

مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دل مان برای بهار لک زده و چشمان مان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برای مان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم برای عطرِ شمیم گلِ محمدی تنگ شده است. می‌دانم تو به انتظار ما نشسته‌ای، تا برگردیم. دریغا! چنان غرق لذت هستیم که فراموش کرده‌ایم، آمدنت را. ✏ز. یوسفوند

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آیه قرآن
  • احادیث اهل بیت
  • احکام شرعی
  • اطلاعیه
  • امام زمانی
  • بدون موضوع
  • حجاب
  • خاطرات تبلیغی
  • دعا
  • دلتنگی
  • دلنوشته
  • دوستانه
  • رمان
  • رمان عطر یاس من
  • رمان عطریاس
  • رمان‌سفرعشق
  • رهبری
  • زیارت
  • سخن حکیمانه
  • سروده های من
  • سفرنامه
  • شهدا
  • صحیح‌خوانی نماز
  • طلبگی من
  • طلبگی من
  • عیدولایت
  • محرم و عاشورا
  • مناجات
  • مناسبت‌ها
  • مولودی
  • میلاد
  • نوشته های مدرسه
  • وبلاگ‌نویسی
  • وحدت بین شیعه و سنی
  • کروناویروس
  • کلیپ تولیدی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

لوگو

یاس کبود

بهترین وبلاگ ها

  • ندا فلاحت پور
  • حرمان هور
  • یاس کبود
  • نورفشان
  • مشکاتِ جان

گزارش تخلف

گزارش تخلف

آمار

  • امروز: 555
  • دیروز: 892
  • 7 روز قبل: 5816
  • 1 ماه قبل: 25292
  • کل بازدیدها: 484609

پربازدیدها

  • دلم فریاد می‌خواهد
  • حمام عمومی
  • کربلا دلتنگتم
  • زن خوب وقتی آقاش میاد خونه...
  • عشق‌بازی در تاکسی!
  • چون شب باش و آرامش ببخش
  • بانوان و ورزشگاه
  • پایان شب سیه سپید است
  • نصب برنامه کوثربلاگ
  • حفظ قرآن رو رها کن برو معلم شو
  • دوراهی انتخاب
  • دیوار زندگی
  • مناجات
  • احکام شرعی تصاویر بدون پوشش
  • روضه و درخت انار
  • طب نوین و مخالفت با آن اما درواقع مخالفت با رهبری...
  • تشکر از دوستان کوثربلاگ😘
  • ترس از ترور
  • معرفی برای ازدواج در سرپل
  • دختر و پسر بی‌خانمان

رتبه کشوری وبلاگ

  • رتبه کشوری دیروز: 13
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 11
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 68
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 3
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس