یاس کبود۱۴

افتخارم سربازی مولا است. سعی می کنم آنچه را در وبلاگم منتشر می شود به قلم و نوشته خودم باشد، مگر در مواردی اندک. انشالله این نوشته ها مورد رضایت مولایم قرار بگیرد و قدمی هرچند کوچک برای زمینه سازی ظهور باشد.
  • بهار ما تویی یابن الحسن 
  • ورود 
  • وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

عطریاس ۱۰

05 تیر 1398 توسط نردبانی تا بهشت

#رمان_دوم 

#عطر_یاس 

#قسمت_دهم
رفتم گوشه‌‌ی یادمان نشستم و چادر رو کشیدم رو سرم.

خیلی به این تنهایی نیاز داشتم.

شروع کردم به حرف زدن با شهدا تو دلم.

ازشون خواستم، حالا که اونم از من خوشش اومده، موانع سر راه رو بردارند!

ده روز خادمی رو در این منطقه نذر خوشبخت شدنم کردم.

ازشون خواستم، سال بعد من و با اون دعوت کنند برا خادمی؛ مثل زینب و حاج‌آقا!!
دعای توسل رو باز کردم و هر بندش رو با دل و جانم زمزمه می‌کردم.

بعد از توسل کردن به چهارده گلِ هستی، فرازِ شفاعت‌خواهی رو با گریه و زاری می‌گفتم.

“یا وجیها عندالله

اشفع‌لنا عندالله “
واقعا ما غیرِ این آبرومندهای درگاه خدا، چه کسی رو داریم شفاعتمون کنند؟!
هرلحظه هق‌هقِ گریه‌هام بیشتر و بیشتر می‌شد.

آنقدر ضجه زدم تا بالاخره آروم شدم!

دستی به صورتم کشیدم و اشکام رو پاک کردم.
چادر رو از صورتم کنار زدم. جمعیت زیادی اومده بودند داخلِ یادمان.
زینب رو دیدم، برام دست تکون داد و گفت:

–حاج‌آقا میگه بیاید برگردیم دیگه!!

با تکون دادن سرم، باشه‌ای گفتم و بلند شدم.
بعد از بوسیدن ضریح، رفتم پیشِ زینب و باهم رفتیم بیرون. حاج‌آقا اینا منتظرمون بودند، با رفتن ما، رو کرد به زینب و گفت:

–خانم قرار بود یه زیارت کنید، میدونید از کِی رفتید؟!

زینبم گفت:

–ببخشید دیر شد، دیگه گفتیم می‌خوایم برگردیم یه کم بیشتر بمونیم!!
سوار ماشین که شدیم، حاج آقا رو کرد به من و گفت:

–زینب خانم گفتند، شما جوابتون به خواستگاریِ حاج‌آقای حسینی مثبته! این دوست ما از بهترین‌های روزگاره، من قول میدم قسمت هم باشید خوشبختت کنه!!

نمی‌دونستم چی بگم، از خجالت مثل لبو شده بودم، بدنم تو آتیش داشت می‌سوخت!! با صدای آرومی لب زدم:

–هرچی خیره انشالله.

حاج آقای حسینی هم شروع کردن به حرف زدن و از خودشون گفتند!

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 2 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

کلیدواژه ها: به‌قلم‌خودم رمان‌دوم عطریاس قسمت۱۰

موضوعات: رمان عطریاس لینک ثابت

نظر از: ریاحی [عضو] 
  • ریحـانه اصـفهـان
5 stars

سلام
میگم این عکس کدوم شهیده برای پروفایلت؟

1398/04/06 @ 09:27
پاسخ از: نردبانی تا بهشت [عضو] 
  • یاس کبود۱۴

سلام عزیزم
شهید محمودرضا بیضایی

1398/04/06 @ 12:17


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

یاس کبود۱۴

مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دل مان برای بهار لک زده و چشمان مان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برای مان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم برای عطرِ شمیم گلِ محمدی تنگ شده است. می‌دانم تو به انتظار ما نشسته‌ای، تا برگردیم. دریغا! چنان غرق لذت هستیم که فراموش کرده‌ایم، آمدنت را. ✏ز. یوسفوند

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احادیث اهل بیت
  • احکام شرعی
  • اطلاعیه
  • امام زمانی
  • بدون موضوع
  • حجاب
  • خاطرات تبلیغی
  • دعا
  • دلتنگی
  • دلنوشته
  • دوستانه
  • رمان
  • رمان عطر یاس من
  • رمان عطریاس
  • رمان‌سفرعشق
  • زیارت
  • سخن حکیمانه
  • سروده های من
  • سفرنامه
  • شهدا
  • صحیح‌خوانی نماز
  • طلبگی من
  • طلبگی من
  • عیدولایت
  • محرم و عاشورا
  • مناجات
  • مناسبت‌ها
  • مولودی
  • میلاد
  • نوشته های مدرسه
  • وبلاگ‌نویسی
  • وحدت بین شیعه و سنی
  • کروناویروس
  • کلیپ تولیدی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

لوگو

یاس کبود

بهترین وبلاگ ها

  • نورفشان
  • ندا فلاحت پور
  • معاون فرهنگی نوشهر
  • صاحل الامر
  • فرهنگی

گزارش تخلف

گزارش تخلف

آمار

  • امروز: 31
  • دیروز: 462
  • 7 روز قبل: 1342
  • 1 ماه قبل: 16355
  • کل بازدیدها: 445731

پربازدیدها

  • دلم فریاد می‌خواهد
  • حمام عمومی
  • زن خوب وقتی آقاش میاد خونه...
  • کربلا دلتنگتم
  • عشق‌بازی در تاکسی!
  • چون شب باش و آرامش ببخش
  • بانوان و ورزشگاه
  • دوراهی انتخاب
  • دیوار زندگی
  • مناجات
  • شأن پوششی بانوی طلبه
  • ترس از ترور
  • تشکر از دوستان کوثربلاگ😘
  • معرفی برای ازدواج در سرپل
  • صبح‌انتظار
  • دختر و پسر بی‌خانمان
  • سفرعشق۶۵
  • بلاتکلیفی این روزهایم
  • نماز اول وقت
  • چشمه

رتبه کشوری وبلاگ

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس