یاس کبود۱۴

افتخارم سربازی مولا است. سعی می کنم آنچه را در وبلاگم منتشر می شود به قلم و نوشته خودم باشد، مگر در مواردی اندک. انشالله این نوشته ها مورد رضایت مولایم قرار بگیرد و قدمی هرچند کوچک برای زمینه سازی ظهور باشد.
  • بهار ما تویی یابن الحسن 
  • ورود 
  • وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

دوربین مداربسته

28 شهریور 1398 توسط نردبانی تا بهشت

بعضی وقت‌ها از کار این بشر دوپا در تعجب می‌‌مانی. کاری می‌کند که نمی‌دانی آن لحظه بخندی یا گریه کنی.

برایِ روضه به روستایی رفتم. در برگشت، دخترِ صاحب‌خانه با آژانس بانوان تماس گرفت. سوارِ تاکسی که شدم، صدایِ آهنگِ شادِ لری در ماه عزایِ اهل‌بیت دلم را رنجاند. صدایش کم بود اما واقعا تحملش برایم سخت بود. منتظرِ فرصتی بودم تا به او تذکر دهم. چند دقیقه‌ای گذشت، صدایش را بیشتر کرد. دیگر نتوانستم سکوت کنم. با لحنِ آرامی گفتم:

“شرمنده می‌شه صداش رو کم کنی، محرمه؟!”

برگشت و گفت:

“محرم تمام شد!”

گفتم:

“هنوز چهلم آقا نیامده!”

دیدم آهنگ را عوض کرد و یک آهنگِ پاپِ غمگین گذاشت.

تلفنش زنگ خورد. با تلفن که مشغول صحبت بود، با دیدنِ ماشینِ پلیس، سریع به آن کسی که پشتِ خط بود؛ گفت:

“پلیس! خودم بهت زنگ می‌زنم!”

از لحنش می‌شد فهمید چقدر ترسیده است! لبخندی زدم و خواستم بگویم “ای کاش از خدا هم به اندازه این پلیس ترس داشتیم، آن‌وقت مرتکب هیچ گناهی نمی‌شدیم!”

بدا به حال‌مان که از یک پلیس بخاطر جریمه کردن، می‌ترسیم اما از خداوند بزرگ بخاطر قهر و عذابش کوچک‌ترین ترسی در وجودمان نیست!

“أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری

سوره مبارکه علق، آیه ۱۴”

 10 نظر

گرفتن گذرنامه

26 شهریور 1398 توسط نردبانی تا بهشت

برایِ تحویل گواهی اشتغال به تحصیلِ من و دوستم راهی اداره فلان شدم. اتاقش خیلی شلوغ بود. ارباب‌رجوع پشتِ ارباب‌رجوع برایِ رفتن به کربلا، کسبِ تکلیف می‌کردند. دلم سوخت که دیگر کِی ارباب ما را هم دعوت می‌کند. ما هم دل داریم و چشم‌ به انتظار بین‌الحرمین هستیم! می‌دانیم بدیم اما می‌گوییم جنس خوب و بد را سوا نکند و ما را هم به طفیلی دیگران بپذیرد. در افکارم غرق بودم که گفت:

“خودت به کربلا نمی‌روی؟!” لحظه‌ای ماندم. توان حرف زدن نداشتم. با خستگی و آهی در صدایم پرسیدم:

“می‌شود من هم بروم؟!”

گفت:

“حتما برو! همین الان برو گذرنامه‌ات را بگیر!”

از اداره خارج شدم، حالم خوش نبود. آدرس خانه‌مان را به راننده‌ای که ماشینش را آنجا پارک کرده بود، دادم. نمی‌دانم چه شد که بین راه گفتم:

“آقا لطفا من رو می‌برید پلیس ۱۰+!" 

همین را گفتم و چشم باز کردم خودم را آنجا دیدم. پاهایم جلوتر از خودم می‌رفتند و انگاری شوق آنها برایِ سفرِ کربلا در اربعین، بیشتر از دلم بود!

با هزار امید و آرزو بسم‌الله گفتم و رفتم داخل. خدایا! اینجا چه خبر بود؟! پیر و جوان، زن و مرد، همه آنجا بودند. شوق و ذوق پیاده‌رویِ اربعین در صورت‌هایشان موج می‌زد! عده‌ای پرونده‌شان آماده بود و برایِ تحویل دادنش آمده بودند! عده‌ای مثل منِ همیشه جامانده تازه آمده بودند، مدارک مورد‌نیاز را ببینند چه هستند تا آماده‌شان کنند!

خدا کند امسال دیگر جامانده نباشیم و ارباب هم پایِ دعوت‌نامه ما را امضاء کند.

 19 نظر

جهانِ گلستان

25 شهریور 1398 توسط نردبانی تا بهشت

می‌گویند:

این‌همه مشکل در ایرانِ اسلامی هست. انقلاب‌مان اسلامی است، این‌همه سختی و فشار رویِ مردم است.

فقط چند نمونه می‌گویم و سخن را کوتاه می‌کنم. همه می‌دانیم:

“اگر در خانه کس است، یک حرف بس است!" 

دیگر نیاز نیست بیشتر از این دلیل و منطق آورد.

نمونه‌ی اول:

همه می‌دانیم خلفا، حقِ الهی خلافت و جانشینی پیامبر را از مولا علی غصب کردند و خودشان بر منصب و کرسیِ خلافت نشستند.

و

این در حالی بود که بارها گفته بودند:

“لولا علی، لهلک العمر”

مولا چون اسلام نوپا بود، سکوت کرد و بخاطر حفظ اسلام، دست به قبضه شمشیر نبرد.

با وجود اینکه مولا را خانه‌نشین کرده و عزیزش را بین در و دیوار شهید کردند، اما باز هم حضرت مشاور جنگی عمر در زمان خلافتش بود.

نمونه دوم:

جنگ صفین اتفاق افتاد و سپاه امام در آستانه پیروزی بود اما با نیرنگ عمروعاص سپاه دشمن قرآن بر سر نیزه کردند و عده‌ای نادان، قرآن ناطق روبروی‌شان ندیدند، میدان جنگ را ترک کردند و به توصیه‌هایِ مولا گوش ندادند.

حکمیت به راه انداختند و مردی ساده‌لوح به اسم ابوموسی‌اشعری را حکم قرار دادند تا خلیفه را معرفی کنند.

امام فرد دیگری را انتخاب کرد اما سبک‌مغزان هدفِ دشمن را نفهمیدند و شد آنچه نباید می‌شد!

مولا می‌توانست به حرفشان گوش ندهد اما این ساده‌لوحان باید نتیجه کارشان را ببینند.

نمونه سوم:

امام حسن “علیه‌السلام” سرداری به اسم عبیدالله‌بن‌عباس داشت. این فرمانده فریب معاویه را خورد و سپاه امام از هم پاشیده شد.

امام علم لدنی دارد و می‌داند چه کسی قصد خیانت دارد و چه کسی قابل اعتماد است، اما اجازه ندارد در هر جایی از علمش استفاده کند!

حال آن زمان را با زمان خود مقایسه کنیم.

هیچ‌کدام از ائمه‌ی اطهار آن‌طوری که دوست داشتند، نگذاشتند حکومت اسلامی را تشکیل دهند. همیشه عده‌ای مخالف وجود داشته است! تنها کسی که می‌تواند جهان را گلستان کند بقیه‌الله “ارواحنا‌له‌الفداء” است. 

انقلاب ایران زمینه‌ساز ظهور و در حالِ گسترش اسلام به سایر کشورهایِ دیگر است.

اگر نیرویِ ناکارمدی را مردم انتخاب می‌کنند، عواقبش را هم باید ببینند.

اگر تورم و گرانی هست، زمان حال در این انقلاب را با زمان شاه مقایسه کنیم:

آیا جاده‌ها همه آسفالت بود؟! 

آیا همه‌ی روستاها آب، برق، گاز، شبکه بهداشت، مسجد، حسینیه و مدرسه ابتدایی داشتند؟!

در شهرها تحصیل برایِ نورچشمی‌ها و اشراف بود! چه برسد به روستاها!

آیا در زمان شاه ‌این‌همه وسیله نقلیه بوده است؟! به کوچه‌مان که سی‌وچند خانه دارد بعضی وقت‌ها نگاه می‌کنم، الحمدلله هر خانواده‌ای یک پارس یا پژو جلویِ خانه‌اش پارک است و این در حالی است که وضع‌شان آنچنانی هم نیست همه از نظر اقتصادی متوسط یا فقیر هستند!

اگر مردم نسبت به قدیم فقیر‌تر شده‌اند پس چرا الان بیشتر مردم در شهرهایِ کوچک هم چند‌طبقه دارند؟!

قدرت خرید مردم چگونه بالا رفته که پدرومادرهایمان تعریف می‌کنند سالی یک‌بار آن هم عید نوروز برنج خورده‌اند اما اکنون ناهار و شام برنج سرِ سفره نباشد، همه گرسنه سر بر بالین می‌گذارند!

چه خوب است قدری انصاف داشته باشیم!

 9 نظر

برکت روضه امام حسین"علیه‌السلام"

25 شهریور 1398 توسط نردبانی تا بهشت

بعضی آدم‌ها عجیب بویِ خدا می‌دهند. کافی است لب تر کنی و ازشان کمک بخواهی، طوری کمکت می‌کنند که چشمانت از تعجب گرد می‌شود! 

حدود دو سالی است برایِ خریدن یک اکووویِ کوچک و نقلی به این و آن گفتیم و دریغ از حتی یک تومان! امروز در مجلس روضه، به دو دانشجو که فعال در کارهایِ فرهنگی هستند و شاید بیشتر از طلاب کار تبلیغی و جهادی کنند، موضوع را گفتیم و خواستیم برایمان پول جمع کنند. همان لحظه گفتند:

“ما دویست هزار تومان رو می‌دهیم و بقیه‌اش رو هم به کسی نگویید خودمان جورش می‌کنیم!" 

روضه‌یِ امروز برکتی داشت که زبان از بیانش قاصر است. 

فقط کافی است، قدمی برایِ اهل‌بیت برداری، جواب مزدت را چند برابر همان لحظه می‌دهند.

این خانواده، اهل کرم و جود هستند، بی‌منت می‌بخشند، چند برابر مزد می‌دهند! خوب و بد ندارد به همه مدد می‌رسانند. دستِ کرم‌شان باز و گشوده است، فقط باید یک قدم به سمت‌شان برویم، آن‌وقت است که هر آنچه بخواهی، به تو می‌دهند!

 4 نظر

خانم‌ها باید پشت هم را خالی نکنند!

24 شهریور 1398 توسط نردبانی تا بهشت

این روزها همه جا بویِ روضه‌یِ ارباب می‌آید. خانم‌ها سرشان شلوغ است و حداقل روزی یک روضه دعوت می‌شوند. اما من مانده‌ام! چگونه روضه می‌رویم، برایِ اهل‌بیت اشک می‌ریزیم. اما وقت عمل می‌رسد همه یک‌ پایمان می‌لنگد؟!

اگر اهل‌بیت به شهادت رسیدند برایِ این بود که دین اسلام زنده بماند. پس چرا با دستان خودمان در حالِ نابودیِ دین‌مان هستیم؟! خانم اگر زینبی و زهرایی باشد جامعه نجات پیدا می‌کند. اما خدای نکرده اگر شیطان در او رخنه کرد و شد آنچه نباید می‌شد، دیگر از اسلام جزء نامش بر زبان‌ها نمی‌ماند! 

حجاب‌ها کم‌کم به اپن تبدیل شده‌اند. تمام مردان کوچه و خیابان به زن‌ها محرم هستند و تنها کسی که به زن، نامحرم است شوهر اوست.

برایِ همه خودآرایی می‌کند غیر از شوهرش!

شوهر هم دل دارد و در جامعه با زن‌هایِ رنگا‌رنگ مواجه می‌شود. 

حال وظیفه او چیست؟! چقدر باید چشمانش را ببندد؟! آیا من و امثالِ من هم در این بین مقصر نیستیم؟! چرا ما خانم‌ها پشتِ هم را خالی کرده‌ایم و با ندانم‌کاری زندگی همدیگر را به خطر انداخته‌ایم؟!

 6 نظر
  • 1
  • ...
  • 76
  • 77
  • 78
  • ...
  • 79
  • ...
  • 80
  • 81
  • 82
  • ...
  • 83
  • ...
  • 84
  • 85
  • 86
  • ...
  • 168
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

یاس کبود۱۴

مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دل مان برای بهار لک زده و چشمان مان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برای مان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم برای عطرِ شمیم گلِ محمدی تنگ شده است. می‌دانم تو به انتظار ما نشسته‌ای، تا برگردیم. دریغا! چنان غرق لذت هستیم که فراموش کرده‌ایم، آمدنت را. ✏ز. یوسفوند

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احادیث اهل بیت
  • احکام شرعی
  • اطلاعیه
  • امام زمانی
  • بدون موضوع
  • حجاب
  • خاطرات تبلیغی
  • دعا
  • دلتنگی
  • دلنوشته
  • دوستانه
  • رمان
  • رمان عطر یاس من
  • رمان عطریاس
  • رمان‌سفرعشق
  • زیارت
  • سخن حکیمانه
  • سروده های من
  • سفرنامه
  • شهدا
  • صحیح‌خوانی نماز
  • طلبگی من
  • طلبگی من
  • عیدولایت
  • محرم و عاشورا
  • مناجات
  • مناسبت‌ها
  • مولودی
  • میلاد
  • نوشته های مدرسه
  • وبلاگ‌نویسی
  • وحدت بین شیعه و سنی
  • کروناویروس
  • کلیپ تولیدی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

لوگو

یاس کبود

بهترین وبلاگ ها

  • نورفشان
  • ندا فلاحت پور
  • معاون فرهنگی نوشهر
  • صاحل الامر
  • فرهنگی

گزارش تخلف

گزارش تخلف

آمار

  • امروز: 144
  • دیروز: 462
  • 7 روز قبل: 1342
  • 1 ماه قبل: 16355
  • کل بازدیدها: 445731

پربازدیدها

  • دلم فریاد می‌خواهد
  • حمام عمومی
  • زن خوب وقتی آقاش میاد خونه...
  • کربلا دلتنگتم
  • عشق‌بازی در تاکسی!
  • چون شب باش و آرامش ببخش
  • بانوان و ورزشگاه
  • دوراهی انتخاب
  • دیوار زندگی
  • مناجات
  • شأن پوششی بانوی طلبه
  • ترس از ترور
  • تشکر از دوستان کوثربلاگ😘
  • معرفی برای ازدواج در سرپل
  • صبح‌انتظار
  • دختر و پسر بی‌خانمان
  • سفرعشق۶۵
  • بلاتکلیفی این روزهایم
  • نماز اول وقت
  • چشمه

رتبه کشوری وبلاگ

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس