یاس کبود۱۴

افتخارم سربازی مولا است. سعی می کنم آنچه را در وبلاگم منتشر می شود به قلم و نوشته خودم باشد، مگر در مواردی اندک. انشالله این نوشته ها مورد رضایت مولایم قرار بگیرد و قدمی هرچند کوچک برای زمینه سازی ظهور باشد.
  • بهار ما تویی یابن الحسن 
  • ورود 
  • وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

افتخار به آنچه داری!

08 آبان 1398 توسط نردبانی تا بهشت

گاهی وقت‌ها به چیز‌هایی افتخار می‌کنیم که خودمان در داشتن آنها کوچکترین نقشی نداریم!

افتخار می‌کنیم به چهره‌‌یِ زیبایی که هدیه خداوند است!

افتخار می‌کنیم به ثروت خانوادگی که اجادمان با تلاش و کوشش به دست آورده‌اند!

این نوع افتخار، بی‌ارزش است چون تلاش و کوششی برایِ به دست آوردنش متحمل نشده‌ایم!

افتخار زمانی ارزشمند است که من سعی و تلاش کنم و با زور و بازویِ خودم چیزی را به دست آورم!

کوشش برایِ به دست آوردنِ مهربانی، گذشت، انسانیت و صداقت… ارزشمند است و قیمتی!

در این زمان است باید افتخار کنم و به خود ببالم!

 8 نظر

تنهایی

08 آبان 1398 توسط نردبانی تا بهشت

گاهی چنان دلت از عالم و آدم می‌گیرد که حوصله هیچ کاری را نداری! 

تمام کارهایت را تعطیل می‌کنی و فقط داخل خانه غمبرک می‌زنی!

ارتباطت را با همه قطع می‌کنی و دوست داری فقط خودت باشی و خودت!

من هم امروز اینگونه شده‌ام، هرچه می‌کنم از اتاق بیرون بیایم هم نمی‌توانم!

خدا کند این وضعیت مدت کمی من را درگیر خودش کند و رهایم کند و گرنه معلوم نیست چگونه خود را نجات دهم؟!

 8 نظر

باشگاه روح‌سازی

07 آبان 1398 توسط نردبانی تا بهشت

باشگاه که می‌رویم تا مانع اضافه وزن شویم یا وزن‌مان را کم کنیم باید کلی هزینه کنیم. از هزینه‌هایِ رفتن به باشگاه و ثبت‌نام و شهریه گرفته تا هزینه‌هایِ ایاب و ذهاب!

این باشگاه جسم است و کلی سختی و هزینه به همراه دارد!

باشگاهی در جهان برایِ روح‌سازی داریم که همیشه باز است و هیچ‌گاه بسته نمی‌شود! نه هزینه‌یِ ثبت‌نامی می‌خواهی نه ایاب و ذهابی! کافی است دلت را آماده و با نرمش‌هایِ توبه گرم کنی! گوشه‌‌یِ دنجی پیدا کنی. آنجا بنشینی و شروع کنی به حرف زدن با او! نه نیاز به واسطه داری نه وقت قبلی! او منتظر است هرزمان بخواهی به حرفایت گوش دهد! 

آغوشش باز است و منتظر بازگشت تو است تا بار دیگر چون پدری مهربان دست نوازش بر سرت کشد و تو را در آغوش پرمهرش بگیرد!

 6 نظر

باشگاه بدنسازی

06 آبان 1398 توسط نردبانی تا بهشت

از این باشگاه به آن باشگاه در رفت و آمد هستیم تا باشگاه خوبی را برایِ کم کردن وزن‌مان و نرمال بودن آن پیدا کنیم. زحمت به خودمان می‌دهیم و جلساتِ متوالی می‌رویم تا نکند اضافه وزن پیدا کنیم!

اما یاللعجب از این انسان دو پا! برایِ کم‌کردن بار گناه‌مان، ذره‌ای به خود زحمت نمی‌دهیم!

روز را به شب می‌رسانیم، بدون اینکه مراقبِ نفس و روح‌مان باشیم! 

اگر گناهی مرتکب شدیم هم انگار‌نه‌انگار، توبه را می‌گذاریم برایِ زمانی که دیگر پیر شدیم و نایی در بدن نداشتیم!

دریغ از خلوتی که با خدایِ خود کنیم. برایِ جسم‌مان هزینه‌ها می‌کنیم اما به روح که می‌رسیم، کوچک‌ترین قدمی برنمی‌داریم!

 8 نظر

استرس

05 آبان 1398 توسط نردبانی تا بهشت

یک هفته‌ای از تصادفم می‌گذرد. در این یک هفته با ترس و لرز سوار بر ماشین شدم. هرچه می‌کنم حواسم را پرت کنم، نمی‌شود که نمی‌شود!

دیروز در مسیر برگشت از تهران، همراه با چند نفر سوار یک پژو ۲۰۶ شدیم.

راننده نمی‌دانم! مسیر شهرمان به تهران را چگونه آمده بود که برگشتش، به جایِ جاده قم-اراک، جاده قم-کاشان را رفت!

همین کافی بود تا استرس و دلهره‌ی‌‌ِ من چند برابر شود! 

هرچه ذکر “ألا بذکر الله تطمئن القلوب” را زمزمه می‌کردم تا شاید مانند آبی بر رویِ آتش، اضطرابم را کم کند، بی‌فایده بود!

فکر و خیال روح را به تسخیر خود درآورده و عن‌قریب بود روح از تنم جدا شود. 

به راننده گفتم:

“لطف می‌کنید برایِ نماز مغرب و عشاء در سوهانی‌هایِ بین راه نگه دارید.”

خدا خیرش دهد برعکس بقیه رانندگان باشه‌ای گفت و به راهش ادامه داد!

هرچه مسیر را نگاه می‌کردم، خبری از سوهانی‌ها نبود. تا اینکه کنارِ فروشگاه‌هایِ شیک و پیکی که تاکنون ندیده بودم نگه داشت! بعد از خواندن نماز، حرکت کردیم که راننده گفت:

“فکر کنم مسیر را اشتباه آمده‌ایم!”

به عقب برگشت و از یک نفر پرسید:

” ببخشید جاده اراک از کجا باید بروم؟!”

آن مرد با تعجب جواب دادند:

“اراک؟!

اینجا جاده کاشان است!”

مسیر را پرسید و دوباره به سمتِ عوارضی قم-تهران حرکت کرد! 

تقریبا چهار ساعت بود ما هنوز سرگردان و حیران جاده قم بودیم!!

هر لحظه استرسم بیشتر می‌شد و دیگر توانِ ماندن در آن ماشین را نداشتم!

دل‌دل می‌کردم به راننده بگویم من را پیاده کنید به خانه اقوامم در قم بروم، اما نمی‌توانستم!

بعد از اینکه در تصمیمم مصمم شدم به راننده گفتم:

“ببخشید من رو ۷۲ تن پیاده کنید تا بروم خونه‌یِ دخترعمه‌ام.”

از آنجایی که نمی‌دانست ۷۲ تن کجاست از کنارش رد شد! گنبد و گلدسته‌یِ شاه جمال را که دیدم انگار دنیا را به من دادند. از راننده خواستم همان جا نگه دارد. پیاده شدم و به دخترعمه‌ام زنگ زدم. 

مطمئن بودم اگر همراه‌شان بروم بین راه حالم از این بدتر می‌شود و معلوم نیست چه بلایی سرم بیاید!

نصفِ شب دوستم پیام داد که ده بار نزدیک بوده ماشین را چپ کند! 

دیشب حالم آنقدر بد بود فهمیدم، آرامش بزرگترین هدیه و نعمتی است که خداوند به بندگانش داده است! 

 7 نظر
  • 1
  • ...
  • 68
  • 69
  • 70
  • ...
  • 71
  • ...
  • 72
  • 73
  • 74
  • ...
  • 75
  • ...
  • 76
  • 77
  • 78
  • ...
  • 168
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

یاس کبود۱۴

مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دل مان برای بهار لک زده و چشمان مان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برای مان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم برای عطرِ شمیم گلِ محمدی تنگ شده است. می‌دانم تو به انتظار ما نشسته‌ای، تا برگردیم. دریغا! چنان غرق لذت هستیم که فراموش کرده‌ایم، آمدنت را. ✏ز. یوسفوند

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احادیث اهل بیت
  • احکام شرعی
  • اطلاعیه
  • امام زمانی
  • بدون موضوع
  • حجاب
  • خاطرات تبلیغی
  • دعا
  • دلتنگی
  • دلنوشته
  • دوستانه
  • رمان
  • رمان عطر یاس من
  • رمان عطریاس
  • رمان‌سفرعشق
  • زیارت
  • سخن حکیمانه
  • سروده های من
  • سفرنامه
  • شهدا
  • صحیح‌خوانی نماز
  • طلبگی من
  • طلبگی من
  • عیدولایت
  • محرم و عاشورا
  • مناجات
  • مناسبت‌ها
  • مولودی
  • میلاد
  • نوشته های مدرسه
  • وبلاگ‌نویسی
  • وحدت بین شیعه و سنی
  • کروناویروس
  • کلیپ تولیدی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

لوگو

یاس کبود

بهترین وبلاگ ها

  • نورفشان
  • معاون فرهنگی نوشهر
  • ندا فلاحت پور
  • صاحل الامر
  • شب های بی ستاره

گزارش تخلف

گزارش تخلف

آمار

  • امروز: 155
  • دیروز: 210
  • 7 روز قبل: 2323
  • 1 ماه قبل: 20005
  • کل بازدیدها: 444873

پربازدیدها

  • دلم فریاد می‌خواهد
  • حمام عمومی
  • زن خوب وقتی آقاش میاد خونه...
  • کربلا دلتنگتم
  • عشق‌بازی در تاکسی!
  • چون شب باش و آرامش ببخش
  • بانوان و ورزشگاه
  • دوراهی انتخاب
  • دیوار زندگی
  • مناجات
  • ترس از ترور
  • تشکر از دوستان کوثربلاگ😘
  • معرفی برای ازدواج در سرپل
  • صبح‌انتظار
  • دختر و پسر بی‌خانمان
  • سفرعشق۶۵
  • بلاتکلیفی این روزهایم
  • نماز اول وقت
  • چشمه
  • حجاب هدیه الهی

رتبه کشوری وبلاگ

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس