یاس کبود۱۴

افتخارم سربازی مولا است. سعی می کنم آنچه را در وبلاگم منتشر می شود به قلم و نوشته خودم باشد، مگر در مواردی اندک. انشالله این نوشته ها مورد رضایت مولایم قرار بگیرد و قدمی هرچند کوچک برای زمینه سازی ظهور باشد.
  • بهار ما تویی یابن الحسن 
  • ورود 
  • وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

عیدتون مبارک

30 تیر 1400 توسط نردبانی تا بهشت

​عیدقربان، سربریدن نیست و دل بریدن است! 

دل بریدن از وابستگی، از تعلق‌خاطر و از هرچه تو را از او می‌گیرد!

عید قربان گذشتن از آنچه برایت عزیز است بخاطر عزیزترینت!

عیدقربان فدا کردن خواهش‌هایِ نفس به عشقِ مهرباترینِ مهربانان است!

تو قربانی می‌کنی نفس سرکشت را دربرابر پروردگاری که بی‌همتا است و شریکی ندارد…

آری تو فدا می‌کنی، هرآنچه تو را از او می‌گیرد، هرآنچه سبب فراموشی او در دلت می‌شود. حال می‌خواهد اندوه باشد یا شادی، شیرینی باشد یا تلخی، نداشتن باشد یا داشتن، سفیدی باشد یا سیاهی… فرقی نمی‌کند چه باشد و کجا باشد، فقط‌وفقط قلبت برایِ او بتپد و با یاد او آرام گیرد!

✍زهرا.یوسفوند مفرد 

 8 نظر

عیدتون مبارک

29 تیر 1400 توسط نردبانی تا بهشت

 نظر دهید »

امید به بخششت من را به عرفه رساند...

28 تیر 1400 توسط نردبانی تا بهشت

زغال‌فروش، زغال‌ها را بسته‌بندی می‌کرد. هرلحظه بر سیاهیِ دستان و لباس‌هایش افزوده می‌شد! 

زمینی که زغال بر رویش قرار داشت تا آنها را جمع کند و در کیسه بریزد، سیاهِ‌سیاه شده بود. 

وقتی کارش به اتمام رسید، شیلنگ آب را باز کرد و بعد از چندبار شستن، همه‌جا برق افتاد؛ انگار‌نه‌انگار قبلا سیاه و کِدر شده بود.

بارخدایا! 

امروز من حکم همان زغال‌فروش را دارم. 

او برایِ دنیایش و کسب درآمد، خود و لباسش را سیاه کرد و من در پیِ نفسم دویدم و این‌گونه قلبم سیاه گشت! 

نفس، گریز‌پای گشته بود و می‌دوید؛ من هم به دنبالش، تا شاید افسارِ گسیخته‌اش را در دستانم بگیرم، اما هربار بر زمین می‌خوردم و به دنبالِ دستی از غیب می‌گشتم تا بلندم کند! 

مولایِ من! 

امید به بخششت من را به عرفه رساند. آن‌هنگام که خودت گفتی:

“بنده من اگر از فیلترِ قدر گذشتی و فرصت توبه پیدا نکردی. 

یا نه! دوباره سمت گناه رفتی؛ در میانه‌ی راه، عرفه را برایت قرار دادم. پس بشتاب و باز آی که اغوشم به رویت باز است" 

و این من هستم سرافکنده‌تر از دیروز به سویِ درگاهت آمده‌ام! دستانم خالی است اما دلی دارم شکسته، چشمانی دارم امیدوار به رحمت تو و زبانی تا فریاد بزند و تو را طلب کند “یا غیاث المستغیثین" 

حال که دوباره این فرصتِ شست‌وشوی در آبِ معرفت و شناخت را به من عنایت کرده‌ا‌ی، من را دریاب و نگذار لحظه‌ای و کمتر از آنی با خود و نفسِ سرکشم تنها بمانم؛ که به بیراهه می‌روم و خود را در این دنیایِ پرهیاهو و زرق‌و‌برق آن، گم می‌کنم.

تو خود گفتی:

“صدبار اگر توبه شکستی باز آی”

حال من بعد از شکستن توبه، دوباره به آغوشِ پرمهرت پناه آورده‌ام و دستانم را در دستانت گره زده‌ام، من را دریاب که تنهایِ تنهایم!

✍زهرا.یوسفوند مفرد

 4 نظر

بیزار و خسته‌ام...

27 تیر 1400 توسط نردبانی تا بهشت

دلتنگم!

اما نمی‌دانم دلتنگ کی یا چی؟!

حتی نمی‌‌توانم این حال بد را توصیف کنم!

خسته‌ام!

اما نمی‌دانم از کی یا چی؟!

فقط می‌دانم دیگر رمقی در جان، روح و روانم نمانده است.

بیزارم!

اما نمی‌دانم از کی با چی؟!

فقط می‌دانم دیگر توانِ گریستن هم ندارم! 

حتی دیگر توانِ نوشتن هم ندارم تا شاید اندکی از غمِ دلم کم شود و مرا به حالِ خود رها کند…

نمی‌دانم دلیل کدام گریه بودم یا کدام اشک را سرازیر کرده‌ام که اینگونه، ناامید از زندگی شده‌ام؟!

تاوان کدامین گناه را امروز دارم پس می‌دهم؟!

اما می‌دانم!

 خوب می‌دانم…

این را خوب به یاد دارم…

که هنوز چند صباحی از دلی را که شکستند و بی‌قرارش کردند؛ نگذشته است…

من از دلِ شکسته‌ام به خدا پناه بردم…

به او که پناهنده‌یِ تمام بی‌پناهان است!

کاش شاهراهی بود تا برگردم به عقب…

به همان روزها که هنوز دلم شکسته نشده بود…

کاش شاه‌کلیدی بود تا قفلِ گذشته را باز می‌کرد و آن وقت من بودم و چون کبوتری سبک‌بال که در آسمان نیلگونِ لاجوردی به پرواز در می‌آمدم و به دوردست‌ها سفر می‌کردم!

بارخدایا!

خستگی روح و روانم را می‌بینی…

ناتوانی گام‌هایِ سست و بی‌رمقم را می‌بینی…

دلِ شکسته‌ام را می‌بینی…

از تو می‌خواهم.‌‌‌‌..‌

فقط می‌خواهم…

این را می‌خواهم..‌‌.

 مرهمِ دلِ شکسته‌ام باشی…

می‌خواهم گام‌هایم را چون قبل استوار کنی…

خستگی روح و روانم را به سرزندگی مبدل کنی…

و این را خوب می‌دانم…

که همه چیز و همه کس در یدِ قدرت تو است و بی‌پناهان غیر از پناهگاه امن و امان تو، جایی را ندارند…

پس خداوندِ من!

نظر کن به این دل…

که این دل فقط تو را می‌خواند و بس!

✍زهرا.یوسفوندمفرد 

 2 نظر

حجاب هدیه الهی

18 تیر 1400 توسط نردبانی تا بهشت

حجاب و پوشش هدیه‌ای از طرف خداوند است برای جنسِ ظریف و جذاب زن تا از دست‌درازی مردان بوالهوس و آنان که در دل مرض دارند؛ به دور باشند.

درواقع از آنجا که خداوند خالق زن است و به زیبایی و جذابیت او علم دارد، حجاب را برای او واجب کرده تا خودش و جامعه در آرامش باشند.

زیبایی زن چون دُرَِ گرانبهایی است که صاحبش او را برای محافظت در گاوصندوقی مخفی می‌کند.

زیبایی زن فقط و فقط برایِ یک نفر است و باید از دیگران پنهان باشد.

حجاب است به زن عزت می‌دهد…

او را درباره نگاه حرام دیگران حفظ می‌کند…

آرامش و امنیتش را تامین می‌کند…

با دلِ قرص در جامعه حضور پیدا می‌کند…

این حجاب هویتی است که ققنوس وجود زن برای در امان ماندنش به او داده است و باعث ارزشمندیش می‌شود.

کسانی که می‌خواهند این نعمت و موهبت را از وجود زن بگیرند، خیرخواه او نیستند و فانوس روشن را بر پشت گرفته‌‌اند تا با انحراف زنان و مردان جامعه به انحطاط کشیده شود… 

✍زهرا.یوسفوند مفرد 

 6 نظر
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 168
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

یاس کبود۱۴

مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دل مان برای بهار لک زده و چشمان مان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برای مان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم برای عطرِ شمیم گلِ محمدی تنگ شده است. می‌دانم تو به انتظار ما نشسته‌ای، تا برگردیم. دریغا! چنان غرق لذت هستیم که فراموش کرده‌ایم، آمدنت را. ✏ز. یوسفوند

جستجو

موضوعات

  • همه
  • احادیث اهل بیت
  • احکام شرعی
  • اطلاعیه
  • امام زمانی
  • بدون موضوع
  • حجاب
  • خاطرات تبلیغی
  • دعا
  • دلتنگی
  • دلنوشته
  • دوستانه
  • رمان
  • رمان عطر یاس من
  • رمان عطریاس
  • رمان‌سفرعشق
  • زیارت
  • سخن حکیمانه
  • سروده های من
  • سفرنامه
  • شهدا
  • صحیح‌خوانی نماز
  • طلبگی من
  • طلبگی من
  • عیدولایت
  • محرم و عاشورا
  • مناجات
  • مناسبت‌ها
  • مولودی
  • میلاد
  • نوشته های مدرسه
  • وبلاگ‌نویسی
  • وحدت بین شیعه و سنی
  • کروناویروس
  • کلیپ تولیدی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

لوگو

یاس کبود

بهترین وبلاگ ها

  • نورفشان
  • ندا فلاحت پور
  • معاون فرهنگی نوشهر
  • صاحل الامر
  • فرهنگی

گزارش تخلف

گزارش تخلف

آمار

  • امروز: 122
  • دیروز: 462
  • 7 روز قبل: 1342
  • 1 ماه قبل: 16355
  • کل بازدیدها: 445731

پربازدیدها

  • دلم فریاد می‌خواهد
  • حمام عمومی
  • زن خوب وقتی آقاش میاد خونه...
  • کربلا دلتنگتم
  • عشق‌بازی در تاکسی!
  • چون شب باش و آرامش ببخش
  • بانوان و ورزشگاه
  • دوراهی انتخاب
  • دیوار زندگی
  • مناجات
  • شأن پوششی بانوی طلبه
  • ترس از ترور
  • تشکر از دوستان کوثربلاگ😘
  • معرفی برای ازدواج در سرپل
  • صبح‌انتظار
  • دختر و پسر بی‌خانمان
  • سفرعشق۶۵
  • بلاتکلیفی این روزهایم
  • نماز اول وقت
  • چشمه

رتبه کشوری وبلاگ

    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس