نردبانی تا بهشت

افتخارم سربازی مولا است. سعی می کنم آنچه را در وبلاگم منتشر می شود به قلم و نوشته خودم باشد، مگر در مواردی اندک. انشالله این نوشته ها مورد رضایت مولایم قرار بگیرد و قدمی هرچند کوچک برای زمینه سازی ظهور باشد.
  • بهار ما تویی یابن الحسن 
  • ورود 
  • وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

کمترین ثواب زیارت کربلا

04 مرداد 1405 توسط نردبانی تا بهشت

​‌محضر امام صادق عليه‌السلام عرض شد: 

كمترین ثواب و اجرى كه براى زائر قبر حضرت امام حسين عليه‌السلام مى‌باشد، چيست؟

حضرت فرمودند:

كمترين پاداشى كه براى او است اين است که خداوند متعال خود و اهلش را حفظ كرده تا به خويشانش باز گردد و وقتى روز قيامت شد خداوند متعال حافظ او خواهد بود. 

📚 کامل الزیارات، باب۴٩، ح۵

 نظر دهید »

غیبت امام زمان

02 مرداد 1405 توسط نردبانی تا بهشت

​امام علی (علیه السلام) فرمودند:

برای صاحب الزّمان غیبتی است عظیم که باید در محور ایمان راسخ بود زیرا که خیلی ها از ما جدا می شوند حتّی آنها که به مقامات بلند رسیده اند.

منبع :‌ اصول کافی جلد ۱

 نظر دهید »

زیارت کربلا

30 تیر 1405 توسط نردبانی تا بهشت

پوستر زائر امام حسین «علیه السلام» 

 نظر دهید »

فرزندآوری

24 تیر 1405 توسط نردبانی تا بهشت

فرزندآوری در سخن رهبری شهید 

 نظر دهید »

دیدار رهبری

22 تیر 1405 توسط نردبانی تا بهشت

​وقتی اردیبهشت می‌رسد، دل من بیشتر هوایی می شود و  برمی‌گردد به همان روزی که توفیق دیدار پدر عزیزمان ، مقام معظم رهبری «رحمه الله علیه»، نصیبم شد؛ روزی که هنوز هم برایم خوابی شیرین است و هر بار به یادش می‌افتم، قلبم می‌لرزد و چشم‌هایم نمناک می‌شود. این روزها من مانده ام و جمله «ای کاش دیگر اردیبهشتی هرگز نباشد!»  سال گذشته، اوایل اردیبهشت ماه، وقتی دلم پر کشید به ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ و آن دیداری که برای اولین بار نصیبم می شد…  هیچ وقت به ذهنم خطور نمی کرد این دیدار دوباره نصیبم شود…  آن سال را هیچ وقت فراموش نمی کنم.  فضای عطرآگین بیت رهبری پر از شوق و انتظار بود. ثانیه‌ها به سختی می‌گذشت تا آن لحظه‌ی ناب برسد. وقتی ایشان وارد شدند، انگار یک‌باره حال و هوای جمع عوض شد؛ سکوتی از جنس احترام، و نگاهی که پر از محبت و وقار بود. همان لحظه با خودم گفتم: «خدایا، این‌همه لطف را چگونه شکر کنم؟» آن روز مات و مبهوت بودم و اشک چشمانم چون باران بهاری دیدگانم را تیره و تار کرده بود و التماس من برای کنار زدن ابرهای باران زایِ چشمانم، راه به جایی نمی برد. صدای گرم و آرام ایشان، مثل نسیم بهاری اردیبهشت، روی دل‌ها می‌نشست. هر جمله‌ای که می‌فرمودند، انگار مرهمی بود بر خستگی سال‌ها؛ ترکیبی از مهربانی پدرانه و قاطعیت یک رهبر دلسوز. احساس می‌کردم در محضر کسی نشسته‌ام که درد این مردم را می‌فهمد، رنج‌ها را می‌داند و برای آینده این سرزمین دلسوزانه می‌اندیشد. آن روز برای من فقط یک دیدار نبود؛ تجدید عهد بود. عهد با انقلاب، با آرمان‌ها، با ارزش‌هایی که سال‌هاست در سایه‌ی رهبری ایشان زنده مانده‌اند. سال ها گذشت و گذشت تا سال ۱۴٠۴…  و باز هم اردیبهشت… اما برای بار دوم با رسالت سنگین تری، توفیق دیدار ایشان نصیبم شد.  معلمی ساده بودم تا چشم وگوش باشم برای رهنمودهایِ جاودانه یِ ایشان در بین آینده سازان این مرز و بوم…  و این بار، من بودم و دلتنگی عجیبی در وجودم… و دلی که شاید می دانست این دیدار آخرین دیدار است و دیگر…  آقای خوبمان حالا هم، دلم بی قرار شده…  بی قرار نگاه گرمتان، سخنان پرمهرتان…  اما دریغا که این بار من مانده ام و انگشتر ارزشمندی که از شما به یادگار دارم و …  آری رهبرم،  اردیبهشت برای خیلی ها فصل شکوفه ها و باران است…  اما برایِ من، فصلِ شکوفه زدن خاطرات مقدسی می باشد، که تا همیشه در تقویم دلم، با حروفی درشت حک شده است؛  « روز دیدار با رهبری عزیزم» ✍طلبه معلم  یوسف وند مفرد  پی نوشت:   چهارشنبه ۱۳۹۸/۲/۱۸ دیدار طلاب با رهبری عزیز شنبه ۱۴٠۴/۲/۲۷ دیدار فرهنگیان با رهبری

 4 نظر
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • ...
  • 5
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8
  • ...
  • 9
  • ...
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 176
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نردبانی تا بهشت

مولای‌من! تقویم را ورق می‌زنم، اما غیر از سرما و یخبندان چیزی نمی‌بینم. دل مان برای بهار لک زده و چشمان مان به دنبال بهار می‌گردد. بیا تا این سکوت یخ‌زده انتظار را بشکنی و بهار را برای مان به ارمغان بیاوری. آری مولای‌خوبم! دلم گلِ یاس می‌خواهد و نرگس. دلم برای عطرِ شمیم گلِ محمدی تنگ شده است. می‌دانم تو به انتظار ما نشسته‌ای، تا برگردیم. دریغا! چنان غرق لذت هستیم که فراموش کرده‌ایم، آمدنت را. ✏ز. یوسفوند

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آیه قرآن
  • احادیث اهل بیت
  • احکام شرعی
  • اطلاعیه
  • امام زمانی
  • بدون موضوع
  • حجاب
  • خاطرات تبلیغی
  • دعا
  • دلتنگی
  • دلنوشته
  • دوستانه
  • رمان
  • رمان عطر یاس من
  • رمان عطریاس
  • رمان‌سفرعشق
  • رهبری
  • زیارت
  • سخن حکیمانه
  • سروده های من
  • سفرنامه
  • شهدا
  • صحیح‌خوانی نماز
  • طلبگی من
  • طلبگی من
  • عیدولایت
  • محرم و عاشورا
  • مناجات
  • مناسبت‌ها
  • مولودی
  • میلاد
  • نوشته های مدرسه
  • وبلاگ‌نویسی
  • وحدت بین شیعه و سنی
  • کروناویروس
  • کلیپ تولیدی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

وبلاگ دوستان

  • مهنا
  • ضحی
  • طلبگی‌ام مرا افتخار است
  • طوبای محبت
  • کویر تشنه باران
  • شورشیرین
  • مرکزندیریت حوزه علمیه خواهران

لوگو

یاس کبود

بهترین وبلاگ ها

  • نورفشان
  • فرهنگی
  • گل رزUR
  • ندا فلاحت پور
  • حرمان هور

گزارش تخلف

گزارش تخلف

آمار

  • امروز: 96
  • دیروز: 593
  • 7 روز قبل: 3343
  • 1 ماه قبل: 26005
  • کل بازدیدها: 513329

پربازدیدها

  • دلم فریاد می‌خواهد
  • حمام عمومی
  • کربلا دلتنگتم
  • زن خوب وقتی آقاش میاد خونه...
  • چون شب باش و آرامش ببخش
  • عشق‌بازی در تاکسی!
  • بانوان و ورزشگاه
  • دوراهی انتخاب
  • دیوار زندگی
  • مناجات
  • تشکر از دوستان کوثربلاگ😘
  • ترس از ترور
  • معرفی برای ازدواج در سرپل
  • دختر و پسر بی‌خانمان
  • صبح‌انتظار
  • سفرعشق۶۵
  • بلاتکلیفی این روزهایم
  • چشمه
  • نماز اول وقت
  • سفرعشق۵۲

رتبه کشوری وبلاگ

  • رتبه کشوری دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 27
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 18
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس